خداوندا نمی دانم
در این دنیای وانفسا
کدامین تکیه گه را تکیه گاه خویشتن سازم!
نمیدانم!
نمی دانم خداوندا
در این وادی که عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد
کدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم!!!
نمی دانم خداوندا!!!
به جان لاله های پاک و والایت نمی دانم
دگر سیرم خداوندا
دگر گیجم خداوندا
خداوندا تو راهم ده
پناهم ده
امیدم ده خداوندا
که دیگر نا امیدم من و
میدانم که نومیدی ز درگاهت گناهی
بس ستمبار است و لیکن من نمیدانم دگر پایان پایانم
همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم
چرا پنهان کنم در دل؟
چرا با کس نمی گویم؟
چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟
همه یاران به فکر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند
ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . که دردم را فرو ریزد
دگر هنگامه ی ترکیدن این درد پنهان است
خداوندا نمی دانم
نمی دانم
و نتوانم به کس گویم
فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی بسی
من خون دل دارم.
دلی بی آب و گل دارم.
به پو چی ها رسیدم من
به بی دردی رسیدم من
به این دوران نامردی رسیدم من
نمیدانم
نمی گویم
نمی جویم
نمی پرسم
نمی گویند
نمی جویند
جوابی را نمی دانم
سوالی را نمی پرسند و از غمها نمی گویند
چرا من غرق در هیچم؟
چرا بیگانه از خویشم؟
خداوندا رهایی ده
کلام آشنایی ده
خداوندا پناهم ده
دل گمگشته ی من را نشانم ده
فرصتی يافته ام
تا كمی گريه كنم
وبه تنهايی خود فكر كنم
همه تنها هستيم
هرچه با همديگر،تنهاتر
گرد هم جمع شديم
تا به تنهايی خود عمق دهيم
جمع ما تنهايان
جمع ما تنهايی هاست
وچه وحشتناک است
من پس از مدتها
فرصتی يافته ام
تا به تنهایی خود فكر كنم
.........
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
( دکتر علی شریعتی )
| "دهکده خورشیدی"؛ پایه گذار معماری خانه های آینده | |
| رقابت دهکده خورشیدی که در ایالت واشنگتن در حال برگزاری است با جذب ایده های سبز به منظور ساخت خانه های ایمن، راحت و خورشیدی می تواند اساس و مبنی خانه های مسکونی آینده جهان را که کمبود انرژی یکی از کوچکترین بحرانهای آن به شمار می رود تشکیل دهد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، دانشجویان دانشگاههای مختلف جهان برای طراحی، ساخت و فعال سازی جذابترین، تاثیرگذارترین و تواناترین خانه خورشیدی با یکدیگر به رقابت پرداخته اند. خانه های طراحی شده در رقابت "دهکده خورشیدی" نه تنها حرارت و نور خورشید را جذب و ذخیره می کنند بلکه از طراحی ویژه ای برخوردار هستند تا بتوانند از نسیمهای خنک و سایه ها برای تهویه هوا استفاده کنند. تیمهای شرکت کننده با ترکیب جدید ترین تکنولوژیها و فناوریهای انرژی سبز قصد دارند خانه ایی را با تمامی امکانات یک خانه راحت و ایمن ارائه کنند که بتواند انرژی مورد نیاز خود را تامین کرده و از هزینه مصرف انرژی بکاهد. در میان طرحهای ابداعی دانشجویان طرح تیم دانشگاه آریزونا بسیار جلب توجه می کند. این خانه از دیوارهای آبی برخوردار است که به عنوان گیرنده های حرارت خورشید مورد استفاده قرار می گیرند. این دیوارها از لایه های شیشه ای و آب تشکیل شده اند به این شکل حرارت از شیشه به آب رسیده و هوای میان دو لایه شیشه ای را گرم می کند. در شب هنگام که درجه حرارت هوا کاهش پیدا می کند این هوای گرم نمی تواند از شیشه خارج شده و در مجرای میان این دو لایه متراکم می شود. به این شکل می توان هوای گرم را در روزهای سرد به داخل خانه هدایت کرد.
خانه خورشیدی با سقف متحرک این دیوارها از صفحات پلاستیکی که از بازیافت بطریهای آب به دست آمده اند، ساخته شده و دارای حفره هایی است که از آب انباشته شده اند. این سیستم به طور کلی می تواند 215 گالن آب را در خود جا دهد. این دیوارها نسبت به دیوارهای بتنی سه برابر کارآمدتر و سبکتر بوده و حمل و نقل آنها آسانتر خواهد بود زیرا می توان آب مورد نیاز را پس از حمل دیوارها به آن افزود. برخلاف بسیاری از طرحهای سنتی ارائه شده در این رقابت تیم دانشگاه کرنل خانه های سیلویی طراحی کرده اند که از سه استوانه زنگ زده بزرگ بر زیر صفحه ای وسیع و خورشیدی تشکیل شده است. قطر هر یک از سیلوها 4.9 متر بوده و فضای آن برابر 12 متر مربع اندازه گیری شده است. این سیلوها در بخش جنوبی به یکدیگرمتصل شده اند و بخش شمالی آن باز باقی مانده است. بدنه این سیلوها از فولادی به نام Cor-ten ساخته شده است که حرارت خورشیدی را جذب کرده و آن را در کابلهای مسی زیرزمینی جاری می سازد، سپس تانکهای آب توسط این حرارت گرم شده و مورد استفاده قرار خواهند گرفت. با کمک چنین سیستمی در کل می توان روزانه 15 گالن آب را گرم کرده و مورد استفاده قرار داد. در صورتی که این سیستم نتواند آب گرم خانه را تامین کند، سیستم گرم کننده الکتریکی وظیفه آن را به عهده خواهد گرفت. صفحات خورشیدی در طرحهای ارائه شده نقشی بسیار مهم را به عهده دارند و برخی از تیمها روشی را برای افزایش میزان جذب انرژی این صفحات ارائه کرده اند. تیم دانشگاه تکنولوژی ویرجینیا صفحات دوروی خورشیدی را ابداع کرده اند که می تواند میزان جذب انرژی را 15 درصد افزایش دهد. با استفاده از یک محرک الکتریکی می توان زاویه این صفحات را نسبت به هر فصل از صفر تا منفی 17 درجه در تابستان و تا منفی 35 درجه در زمستان تغییر داد.
خانه خورشیدی با سقف متحرک از دیگر قابلیتهای تاثیرگذار طرح های ارائه شده توانایی تعقیب نور خورشید است که در طرح تیمی از دانشگاه پلی تکنیک مادرید مشاهده می شود. سقف خورشیدی این خانه متحرک بوده با استفاده از همین توانایی می تواند میزان جذب نور خورشید را با تعقیب مسیر نور خورشید در طول روز افزایش دهد. بر اساس گزارش سی نت رقابت دهکده خورشیدی در پارک ملی واشنگتن برگزار شده و خانه های ساخته شده در این مکان تا 13 اکتبر برای بازبینی در اختیار عموم قرار دارند. | |
چرا معمارها اینقدر حرف می زنند؟
مارتین فیلر (Martin Filler]
....... بر خلاف همکاران منتقدم، من نه آموزش معماری دیده ام و نه هرگز قصد معمار شدن داشته ام. سوای عدم هماهنگی قابل توجه میان دست و چشمم(که باعث شده همانقدر که فوتبالیست خوبی نیستم، هنرمند خوبی هم نباشم)، به خصوص برای هنر ساختمان سازی مناسب نیستم چرا که از عهدة بخش غیرقابل اجتناب شغل معماری یعنی صحبت دربارة کارشان قبل از، در حین و حتی خیلی بعد از مرحلة طراحی و ساخت برنمی آیم.
وقتی که کتاب ”معماری سخن گو: مصاحبه با معمارها“[1]برای بررسی به دستم رسید، این ضرورت حرفه ای یعنی حرف زدن مداوم معمارها دوباره به یادم افتاد............
این ضرورت که معماران بارها و بارها خودشان را توجیه می کنند در این دو حقیقت نهفته است: یکی طبیعت اجتماعیِ ذاتیِ معماری(یعنی جایگاه قانونی یک بنای جدید در اذهان عمومی نیاز به توجیه دارد) و مهمتر از آن، معماران برای اینکه کار بگیرند باید خودشان را عرضه کنند)بفروشند) و مصاحبه ها بهترین محل برای این کار است.
معمارها از زمان وترویوس[1] همواره دربارة هنر ساختمان سازی با همان هدف تبلیغِ خود نوشته اند. استادان مدرن به رهبری ”فرانک لوید رایت“ و ”لوکوربوزیه“ روح تازه ای به نقش معماران به عنوان مبلّغِ خود با چاپ کتاب دمیدند. اما هر معماری نویسندة خوبی نیست و مصاحبه بهترین راه عرضة نقطه نظرها برای مردم، به طور عام و مشتریان احتمالی به طور خاص است.
کتاب ”معماری سخنگو“ مرا یاد کتاب دیگری از این نوع به نام ”گفتگو با معماران“[2] اثر ”جان کوک(John W. Cook)“ و ”هنریش کولتس(Heinrich Klotz)“ می اندازد. در هر دو این کتاب ها با ”جانسون“ و ”رابرت ونتوری(Robert Venturi)“ و ”دنیس اسکات براون(Denise Scotte Brown)“ مصاحبه شده است. مصاحبه طولانی کولتس با جانسون یکی از منابعی است که برای معرفی ادعاهای خصمانه او مورد استفاده قرار می گیرد، از جمله اینکه او همه همکاران خود را به علت آنکه فقط برای دستمزد کار می کنند روسپی می خواند. هرچند او این بمب ناموفق را در بعضی سخنرانی هایش ترکانده بود اما لطفی که به آیندگان شد این بود که او این کلام قصار رسواکننده را به چاپ رساند.
نکته ارزشمند دیگری که در مصاحبه با معماران نهفته بود پاسخ خانه خراب کن ”چارلز مور(Charles Moor)“به این پرسش بود که : آیا او از استاندار وقت کالیفرنیا رونالد ریگان، کسی که این معمار را در زمان ریاستش در دانشکده معماری برکلی بدبخت کرده بود، برای یک خانه خصوصی دستمزد گرفته است .. او به کولتس گفت : ”بله“ و ”بدین ترتیب می توانستم روی دیوارها رنگِ سرب دار بزنم“ . این اعتراف گستاخانه یکی از اسناد قانع کننده درباره آگاهی سیاسی ”مور“ است ...........
جنبه ای که در طرح های او برای تعدادی از مسکن سازی های دولتی اواخر دوران ”جامعه بزرگ“ [1] منعکس شده است، پروژه هایی که به اندازه ی طرح های سرزنده و پرحرکت او آشنا به نظر نمی رسد.
از نکات جالب کتاب معماری سخنگو، افسوس خوردن معمارهایی است که به بی تفاوتی به ارزش های انسانی متهم هستند. ” ای ام پی(I.M. Pei)“ که اکنون بیش از 90 سال دارد وقتی اذعان می کند که”فقط تعدادی از کارهایم را دوست دارم... قبول دارم که گرمای آثار بروئر را ندارند و شاید زیادی یادمانی هستند و این یک ضعف است.... من هیچگاه موفق نشدم کاری را بکنم که بطور مثال لویی کان کرده است، البته دنبالش هم نبودم…“ بطورمشخصی اندوهناک به نظر می رسد.
اگرچه ”اسکار نیمایر(Oscar Niemayer)“ (که در پانزده دسامبر 101 ساله خواهد شد) تمام عمر یک کمونیست بود و خط حزب را درجهت برابری اجتماعی دنبال کرد، اما منتقدان پایتخت یادمانی او برازیلیا(Brasilia) را چیزی جز یک خوابگاه برای نیازهای ساکنانِ روزانه آن ندانستند. امروز ظاهرا ”نیمایر“ خود نیز همان احساس را دارد وقتی به راتبرگ می گوید:”اگر می توانستم برازیلیا را دوباره از اول طراحی کنم، حتما مجموعه های آپارتمانی، مدرسه و فروشگاه های بیشتری در نظرمی گرفتم، آن را بدون این همه خیابان های پهن و اتومبیل طراحی می کردم تا مردم بتوانند هر کجا که خواستند پیاده رفت و آمد کنند.“
هیچ معماری در این دوره به اندازه ”رم کولهاس(Rem Koolhaas)“ به خاطر نادیده گرفتن مسائلِ اجتماعی تحقیر نشده است. او معتقد است که برنامه ریزان شهری باید دنیا را همانطوری که هست بپذیرند و فکر نکنند می توانند آنرا اصلاح کنند. اما در ”معماری سخنگو“ او کاملاً موضع دیگری می گیرد. حال اینکه او چقدر در این گفتار صادق است تاریخ قضاوت خواهد کرد. کولهاس که به رعایت و تبعیت از بازار محکوم است معتقد است،”این روزها همه چیز با آخرین ایدئولوژی که هنوز وجود دارد، یعنی ایدئولوژی بازار تعیین می شود.“ و می گوید:”پانزده سال پیش مسلم بود معمارانی که برای کارفرمای دولتی/عمومی کار می کند باید منافع مردم را در طرح خود در نظر بگیرند؛ این بُعدِ اجتماعی معماری دیگر دیده نمی شود، همچنانکه نقش دولت نیز تغییر کرده است ... پروژه های فوق العاده ای که «جی. جی. پی اُد(J.J.P. Oud)»[2] طراحی و مدیریت کرده است از آن جمله اند. او نه تنها چند نما طراحی کرد بلکه مدرسه، کلیسا و فروشگاههایی لازم برای هر منطقه را درنظر گرفته است.“
خواندن مصاحبه های خوب، هیجانِ ”کار ممنوع“ را دارد، مثل استراق سمع یک گفتگوی داغ است، یا خواندن کتاب نامه نگاری های شخصیت های معروف که به شما حسّ بازکردن نامه های شخص دیگری را می دهد. اما پس از همه این حرف ها و کرده ها تا زمانی که معماران به حرف زدن ادامه دهند، ما به گوش دادن ادامه خواهیم داد، زیرا ساختاری که ابتدا در قالب کلمات طراحی می کنند اولین نشانه هایی است از آنچه در واقعیت بنا خواهند کرد.

باهاس
باهاوس نام یک مکتب معماری است که از نام مدرسه هنر و معماری باهاوس در آلمان گرفته شده است. این مدرسه معماری که از سال 1919 تا 1933 فعالیت می کرده است، پیشگام مدرنیسم در معماری بود و دستاوردهای آن هنوز نیز در رشته های هنر و معماری به دانشجویان تدریس می شود. ساختمان و کارگاه های این مدرسه در دو شهر دسائو و وایمار آلمان از سال 1996 در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
مدرسه معماری باهاوس که در زبان آلمانی به معنی «خانه معماری» است، در دوران فعالیت چهارده ساله خود در آلمان، در سه شهر مختلف و تحت نظر سه آرشیتکت بزرگ که مدیریت باهاوس را نیز بر عهده داشته اند، فعالیت کرده است. این مدرسه ابتدا از سال 1919 تا 1925 در شهر وایمار، سپس از سال 1925 تا 1932 در دسائو و بالاخره از سال 1932 تا 1933، یعنی زمانی که این مدرسه به دستور حکومت نازی آلمان تعطیل شد، در برلین فعالیت می کرد. مدیریت این مدرسه نیز به ترتیب بر عهده والتر گروپیوس (1919 تا 1928)، هانیس مه یر (1928 تا 1930) و میس وان دروهه (1930 تا 1933) بود.
باهاوس در سال 1919 توسط والتر گروپیوس در شهر سنتی و قدیمی وایمار تأسیس شد. هدف اولیه از تأسیس مدرسه باهاوس، ایجاد مکانی بود که ترکیبی از مدارس معماری، صنایع دستی (چون نجاری، آهنگری و...) و آکادمی هنری بود.
گروپیوس اعتقاد داشت که با پایان جنگ جهانی اول، دوره جدیدی از تاریخ آغاز شده است و قصد داشت در مدرسه باهاوس، سبک معماری جدیدی را که بازتابی از این دوران باشد، به وجود بیاورد. به اعتقاد گروپیوس، این سبک معماری که می شد اصول آن را به تمام کالاهای مصرفی تعمیم داد، باید ارزان، کارکردگرا و سازگار با تولید انبوه می بود. گروپیوس برای دستیابی به این هدف، می خواست هنرمندان و صنعت گران را با هم متحد کند تا به محصولی کارکردی و قابل استفاده، و در عین حال با ارزش از لحاظ هنری، دست یابد. این ایده در بیانیه افتتاحیه مدرسه باهاوس به خوبی مشخص است: «ما در پی آنیم که جامعه تازه ای از هنرمندان پدید آوریم تا در میان آن ها دیگر تعصب حرفه ای که اکنون چون دیواری بلند هنرمندان و صنعتگران را از هم جدا می سازد، وجود نداشته باشد.»
برنامه ریزان مدرسه باهاوس هنرهای زیبا را از صنایع دستی کاربردی ممتاز و متفاوت نمی دانستند و بر این باور بودند که هنر و معماری مدرن باید پاسخگوی نیازها و اقتضائات جامعه صنعتی مدرن باشد و طراحی خوب باید از عهده آزمون های زیباشناختی و مهندسی برآید. ویژگی عمده سبک باهاوس تکیه هر چه بیشتر بر کارکردگرایی، بهره گیری بهینه از خواص مواد و مصالح صنعتی، احتراز از تزئینات تجملی در نمای ساختمان ها و فرآورده های صنعتی بود. دستیابی به نوعی هماهنگی بین ضرورت های کارکردی و کیفیت زیباشناختی، خوش ساختی و خوش ترکیبی محصولات صنعتی از دیگر اهداف موسسان مدرسه باهاوس بود.
معماران سبك ديكانستراكشن كه در اويل دهه نود ميلادي به سمت مكتب فولدينگ گرايش پيدا كرند . بر اين نظريه خود پايبند نديدند ايشان در روند شكل گيري موضوعات علمي و فلسفه جديدتر حركت علمي – فلسفي جديد در معماري را كه از اواخر دهه ( 1970 ) با مبحث ديكانستراكشن شروع شد ادامه دادند . در حال حاضر اين معماران به دنبال ارائه شكل كالبدي از مفروضات و شناخت انسان از خود و محيط پيرامون خود مي باشند آنها معتقدند كه اين شناخت تنها با اتكا به علم و فلسفه صورت مي گيرد معمار جهت حفظ حضور خود در ورطه تمدن امرزو جهان بايد با علم و فلسفه روز آشنايي كامل داشته باشد و قادر باشد محيط مصنوع را با استفاده از همين علم و فلسفه به صورتي خلاق و هنري نشان دهد . لذا تحولاتي كه در فيزيك ذرات بنيادين نجوم ، ژنتيك ، تكامل ، فضا و زمان در سنوات اخير رخ داده بر موضوع اين مكتب معماري قرار گرفته است . بر اساس فرضيات جديد در رياضي و فيزيك ، عالم مكانيكي نيوتن ديگر نمي تواند شرايط جهان امروز را تبيين كند . گاليله چهارصد سال قبل اعلان كرد كه خداوند جهان را با قوانين رياضي انگاشته است . اين نيز بر اساس قوانين جديد فيزيك قابل قبول نيست . آلبرت اينشتين در اوايل قرن اخير با معرفي نظريه نسبيت ، جهان مكانيكي نيوتن را كه در آن فضا و زمان مطلق بود در هم شكست . بر اساس اين نظريه جهان ما از بي نهايت قابهاي فضا ، زمان كه به ناظر مشخص بستگي دارد تشكيل شده است . در نتيجه هر ناظر و هر قابي نه تنها در يك ساعت متفاوت بلكه در يك نقشه متفاوت قرار دارد . در سال (1927) ورنرهايزنبرگ فيزيك دان آلماني ، اصل عدم قطعيت را در فيزيك كوانتوم معرفي كرد . بر اساس اين اصل امكان مشخص كردن مكان و نيروي حركت يك ذره بنيادين همانند الكتروت وجود ندارد لذا نمي توان اجسام را داراي مكان مشخصي در فضا و زمان فرض كنيم .
با مطرح شدن اين مباحث در نيمه اول قرن بيستم ، جهان مكانيكي قرن نوزدهم به يك جهان ارگانيك تبديل شد كه در آن فضا ، زمان و اجسام به صورت متحول ، فعال ، سيال ، درگير با يكديگر و در ارتباط غير
خطي هستند . لذا دانشمندان جهت تبيين جهان امروز ديگر اتكاي به علوم قرن نوزده و قطعيت جهان بيني رياضي گون مدرن ندارند . بلكه مباحثي همچون آشفتگي ، هندسه ، نااقليدسي ، نظريه پيچيدگي و فيزيك غير خطي جهاني متفاوت با گذشته در مقابل انسان پست مدرن گشوده است|
معماري پايدار
چارلز جنكز در آخرین فصل كتابش این مسئله را خاطر نشان میسازد كه نابودی زمین توسط ما منجر به نابودی 27000 گونه زیستی در یكسال میشود یعنی هفتاد و چهار انقراض در یك روز و یا سه نابودی در یك ساعت! مدارك جدیدتری براساس مجله تایم مورخ 31 ژانویه 2000، این تعداد را بالاتر نشان میدهد یعنی صدها انقراض در یك روز! گرم شدگی كره زمین، نازك شدن لایه ازن بعلت استفاده از انواع آلاینده ها، افزایش آلودگی محیط زیست و انقراض گونههای زیستی همه و همه با هم میآمیزند تا ضرورت بوم شناسی و مسائل زیست محیطی را برای آینده قابل پیشبینی گردانند. بطوریکه پیشی گرفتن خاكستری در برابر جهان سبز آینده، قابل تأمل ترین مسئله قرن حاضر به شمار می آید. در این میان توسعه به عنوان یكی از بزرگترین عوامل تغییر محیط زیست و به تبع آن ساخت و ساز كه جزو صنایع بزرگ در استخدام نیروی انسانی (صدها هزار كارگران ساختمان و فنون مربوطه)، باعث از بین بردن زمینهای كشاورزی، فرسایش خاك و آلوده كننده محیط زیست و به مخاطره انداختن سلامتی و بهداشت مردم است و بر بحران انرژی دامن می زند. بحرانی که در اواسط دهه 1965 با افزایش میزان آلودگی محیط زیست هشداری به جهانیان محسوب شد، سبب تشکیل گروههای طرفدار محیط زیست كه از حامیان محیط زیست در جهان بودند گردید و مفهوم گسترده ای تحت عنوان پایداری را پی گیری نمود. اصطلاح پایداری (sustainable) برای نخستین بار در سال 1986 توسط كمیته جهانی گسترش محیط زیست تحت عنوان (رویارویی با نیازهای عصر حاضر بدون به مخاطره انداختن منابع نسل آینده برای مقابله با نیازهایشان) مطرح شد و هرروز بر ابعاد و دامنه آن افزوده می شود تا استراتژیهای مناسبی پیش روی جهانیان قرار گیرد. در این جهان، معماران نیز همسو با سایر دست اندرکاران در پی یافتن راهکارهای جدیدی برای تأمین زندگی مطلوب انسان بوده اند. بدیهی است که زندگی، کار، تفریح، استراحت و ... همه و همه فعالیت هایی می باشند که در فضاهای طراحی شده توسط معماران صورت پذیرفته و از آنجا که نقاط ضعف و قوت یک ساختمان بر زیست بوم جهان تاثیر مستقیم خواهد داشت، وظیفه ای بس حساس در این خصوص بر عهده معماران می باشد. کاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری، مبحثی به نام «معماری پایدار» آغاز نموده اند كه مهترین سرفصلهایی آن با عنوان "معماری اكوـ تك"، "معماری و انرژی ـ معماری سبز" ایجاد می گردد. تعاریف ساخت و ساز پایدار ![]() ساخت و ساز پایدار این چنین تعریف شده است: «مدیریت یك محیط پاك و سالم براساس بهرهبرداری مؤثر از منابع طبیعی و اصول اكولوژیكی» که هدف از طراحی ساختمانهای پایدار کاهش آسیب آن بر روی محیط و منابع انرژی و طبیعت است، كه شامل قوانین زیر میباشد: 1 – كاهش مصرف منابع غیر قابل تجدید 2 – توسعه محیط طبیعی 3- حذف یا كاهش مصرف مواد سمی و یا آسیب رسان بر طبیعت در صنعت ساختمان سازی بنابراین بطور خلاصه ساختمان پایدار را میتوان این چنین تعریف نمودد: ساختمانی كه كمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در پهنه وسیعتر با منطقه و جهان دارد. تكنیكهای ساختمانسازی در یك پهنه وسیع در جهت تأمین كیفیت یكپارچه از نظر اقتصادی، اجتماعی و محیطی می كوشند. بنابراین استفاده معقول از منابع طبیعی و مدیریت مناسب ساختمان سازی به حفظ منابع طبیعی محدود و كاهش مصرف انرژی كمك نموده (محافظت انرژی) و باعث بهبود كیفیت محیطی میشود. www.buildsustainably.org اهدف کلی ساختمانهای پایدار • بهرهبرداری مناسب از منابع و انرژی • جلوگیری از آلودگی هوا • مطابقت با محیط اصول توسعه ساخت و ساز پایدار برای ایجاد تعادل میان سطوح تنوع زیستی، سه اصل توسعه صنعت ساخت وساز پایدار كه در جهت و حفظ تنوع زیستی در شهر باید رعایت شوند، به شرح زیر است: • استفاده پایدار از منابع زیستی: بدین معنا كه باید دقت شود كه منابع زیستی بهرهبرداری شده در سامانههای توسعه در كجا استفاده میشوند، و چگونه میتوان آنها را پایدار نگهداشت، و از منابعی كه سریعتر جایگزین میشوند استفاده شود. به عنوان مثال؛ از چوب درختهایی باید استفاده شود كه سریعتر رشد كرده و میتوانند جایگزین شوند. همچنین از منابع متنوع استفاده كرد،كه نوع خاصی از بین نرود، و یا مثلا مساحت جنگلها را مقدار ثابتی نگهداشت و از مقدار میعنی كمتر نشوند، و یا از گونه خاص موجودی به علت منافع اقتصادی حمایت نشوند. • استفاده از منابع تجدید ناپذیر: استفاده عاقلانه از منابع غیر قابل تجدید باید به طور گسترده اعمال شود. به عنوان مثال؛ استفاده از منابع فسیلی برای سوخت غیر عاقلانه است. و یا در ساختن صندلی از چوبی استفاده شود كه در طبیعت از سرعت تجدیدپذیری و جایگزینی بالاتری برخوردار است. • كاربرد معقول از چوب (به عنوان یک منبع تجدید ناپذیر) باعث میشود كه به اصل منبع لطمهای نخورده و امكان جایگزینی آن در طبیعت وجود داشته باشد، و حتی در نوع رنگی كه در آن بكار برده میشود از موادی كه كمتر كه برای محیط زیست ضرر دارد استفاده شود. • حفاظت از تنوع زیستی: از منابع زیستی به خوبی نگهداری شود،و مشاركت افراد جامعه در جهت بقاء و تنوع زیستی موجود الزامی باشد. طوری از سامانه استفاده شود كه همه اجزاء خود حافظ مجموعه باشند. مردم به طور صحیح از منابع محیطی بهره گیرند، و به آنها آموزش داده شود كه از هر محصول یا منبعی در جای خود و به صورت بهینه استفاده كنند. مثلا در مورد مبلمان شهری، استفاده صحیح از ان به مردم آموزش داده شود. و با اندك نقصی به كنار گذاشته نشوند، بلكه تعمیر و یا در غیر این صورت به محصولی دیگر تبدیل و یا در نهایت مواد اولیه آن بازیافت شود. (مفیدی، مبانی مقدماتی توسعه و طراحی شهر پایدار) ![]() طراحی پایدار و اصول اولیه آن طراحی پایدار همكاری متفكرانه معماری با مهندسی مكانیك، برق و سازه است. علاوه بر فاكتورهای متداول طراحی مانند زیبایی، تناسب و بافت و سایه و نور و امكاناتی كه باید مد نظر قرار گیرند، گروه طراحی باید به عوامل طولانی مدت محیطی، اقتصادی و انسانی توجه نموده و اصول اولیه آنرا که به قرار زیر است، مد نظر قرار دهد: • درك محیط: طراحی پایدار با درك از محیط آغاز میشود. اگر ما به امكانات محیطی كه در آن هستیم آگاه باشیم میتوانیم از صدمه زدن به آنها جلوگیری كنیم. درك محیط باعث مشخص شدن مراحل طراحی از جمله جهت قرارگیری نسبت به خورشید و چگونگی قرارگیری ساختمان در سایت و حفظ محیط پیرامون و دسترسی سیستم نقلیه و پیاده میگردد. • ارتباط با طبیعت: چه ساختمان در داخل محیط شهری باشد و چه در یك محیط طبیعیتر، ارتباط دادن طبیعی به محیط طراحی شده روح و جان میبخشد. • درك روندهای موجود در طبیعت: در سیستم موجود در طبیعت زباله موجود نیست. لاشه یك موجود، غذای یك موجود دیگر میشود. به بیان دیگر موجب احترام بشر به نیازهای انواع گونههای طبیعــــی می گردد. رونــــــدهایی كه باعث احیـــا میشوند تا ضایع كردن، به بیشتر زنده مــاندن ما می انجامند. • درك تأثیرات محیطی: طراحی پایدار سعی در درك تأثیرات محیط از طریق ارزیابی و تحلیل سایت دارد: ارزیابی انرژی مصرفی، سمیت مصالح و تكنیكهای ساختمان سازی . بطوریکه تأثیر منفی محیطی را میتوان از طریق استفاده مصالح ساختمان سازی پایدار، مصالح با سمیت كمتر و مصالح ساختمانی قابل بازیافت کاهش داد. ![]() • روند مشاركتی طراحی: طراحان پایدار، اهمیت توجه به هر نظری را میدانند. همكاری با مهندسین مشاور و متخصصین دیگر در مراحل اولیه طراحی صورت میپذیرد. طراحان همچنین به نظرات ساكنین محلی و همسایگان محلی نیز توجه میكنند. • درك مردم: طراحان پایدار باید به فرهنگ و دین و نژاد مردمی كه قرار است برای آنها طراحی كنند، توجه كنند. بنابراین معماری پایدار تركیبی چند ارزشی در بر دارد: زیبایی شناسی، محیط، اجتماع، سیاست و بعبارتی طراحی و ساختمان سازی هماهنگ با محیط. یك معمار باید زیركانه چند فاكتور را در نظر بگیرد: مقاومت و پایداری و طول عمر بنا، مصالح مناسب، و مفهوم و كانسپت. www.susarch.com تمام اصول معماري پايدار بايد در يک پروسه کامل – که منجر به ساخته شدن محيط زيست سالم مي شود- تجسم يابد __________________ لبخند بهانه ايست براي زنده ماندن.......... لحظه هايت سرشار از اين بهانه | |
تراکم کم
تراکم 100% قطعه زمين 1500 : هر 5% کاهش سطح اشغال همکف 10% به تراکم اضافه مي شود. حداقل سطح اشغال همکف 20% حداکثر سطح اشغال خالص 45% بدون 20% مساحت راه پله قطعه زمين بيش از ده هزار مترمربع : تراکم 180% و 15% مساحت مختص معابر و سطح اشغال نسبت به ميزان باقيمانده مساحت کل محاسبه مي شود. ناخالص زيربناي يک واحد مسکوني 160 مترمربع و حداقل زيربناي ناخالص 110 متر مربع
تراکم متوسط:
تراکم 135% قطعه زمين هزار متر مربع: هر 5% کاهش سطح اشغال همکف 10% به تراکم اضافه مي شود. حداقل سطح اشغال 25% حداکثر سطح اشغال خالص 45% بدون 20% مساحت راه پله قطعه زمين بيش از هفت هزار متر: تراکم 180% و 12% مساحت مختص معابر و سطح اشغال همکف نسبت ميزان باقيمانده مساحت کل است. زيربناي ناخالص هر واحد 110 متر مربع و حداقل 75 متر مربع
تراکم زياد
تراکم 240% قطعه زمين 50 مترمربع: هر 5% کاهش سطح اشغال همکف10% افزايش تراکم. حداقل سطح اشغال 30% قطعه زمين بيش از 5000 مترمربع: 150% تراکم و 10% مساحت کل قطعه مختص معابر حداکثر سطح اشغال همکف 50% زيربناي متوسط ناخالص يک واحد مسکوني 60 مترمربع و حداقل 90 مترمربع تعيين مي شود.
حياط
عرض حيات خلوت 2 متر است و مساحت 12 مترمربع که جزء زيربنا محسوب نميشود. چنانچه عرض آن کمتر از دو متر يا مساحت کمتر از 12 متر مربع باشد. در طبقه اي که کف حياط خلوت در آن است جزء زيربنا محسوب مي شود. در واحدهاي آپارتماني بيش از 5 واحد اتاق ها (آشپزخانه، نهارخوري، نشيمن، و خواب) بايد بوسيله حداقل 12 مترمربع با حداقل عرض 2 مترنورگير داشته باشد. در ساختمانهاي بيش از 5 طبقه بايد اتاق ها بصورت مناسبي نور بگيرند. حداقل مساحت حياط خلوت هاي تأسيساتي و نورگير بايستي 4 متر مربع و سطح آن حياط جزء بنا محسوب مي شود. پنجره هاي مشرف به همسايه در حياط خلوت ها از کف طبقه اول به بعد از 7/1 نصف شود.
پله فرار و آسانسور
در ساختمانهاي داراي پيلوت و چهارطبقه روي پيلوت به آسانسور و پله فرار نياز نيست. در ساختمانهاي 5 طبقه چنانچه طبقه 4 و 5 بصورت دوبلکس باشد به آسانسور و پله فرار نياز نيست. در ساختمانهاي بيش از 5 طبقه پله فرار و آسانسور الزامي است.
پخي
ميزان پخي در گذرگاه هاي اصلي برابر يک دهم مجموع دو عرض گذرگاه متقاطع است. ميزان پخي در پلاکهاي مجاور گذرگاه هاي با عرض ده متر و کمتر به گذرگاه هاي بيش از ده متر ، دو متر است. محل تقاطع خيابان فرعي به اصلي ميزان پخي دو دهم عرض خيابان فرعي.
پيش آمدگي ساختماني در گذرها
پيش آمدگي از امتدادي که براي ساختمانها معين شد، حساب خواهد شد ولواينکه بنادر اين امتداد نباشد. طول پيشآمدگي هر ساختمان در هر طبقه از درصد زيربناي آن طبقه تبعيقف نمايد. اگر بلوک مجاور بصورت زمين يا ساخته شده 60% بيشتر احداث نموده باشد مي توان به اندازه ي 2+60% ساختمان (زيربنا) دانست و اگر پلاک مجاور کمتر از 60% بود مي توان بعد از 60% با زاويه 45 درجه تا دو متر اضافه احداث نمود. کارگذاردن در و پنجره که به طرف گذر باز و در موقع باز شدن از سطح نما تجاوز نمايد، ممنوع است. ريزش آب ناودان در پياده رو ممنوع است و بايد از زير سطح پياده رو عبور نمايد. نصب لوله بخاري به ديوار خارجي مشرف به گذر يا خروج آن از ديوار ممنوع است. نصب پله جلوتر از امتداد ابنيه ممنوع است مگر در اثر تغيير تراز خيابان اين عمل الزامي باشد و با موافقت شهرداري. در خيابانهاي بيش از 8 متر تعداد پيش آمدگي 2/1 عرض پياده و حداکثر 20/1 متر است و ارتفاع کمتر از 3 متر نباشد. کنسول در ارتفاع 4/2 متر مانند پيلوت از کف پياده نبايد به ميزان 3/1 عرض پياده رو و حداکثر 60 متر بيشتر شود. پياده رو 6/1 عرض خيابان است. کنسول راه پله فقط مي تواند در ارتفاع 20/2 يا 40/2 از کف باشد و حداکثر 70 سانتي متر پيش آمدگي و عرض 3 متر کنسولهاي احداثي در خيابان جزو تراکم ساختماني نيست. تراس اگر از طرفين باز باشد نصف مساحت جزو سطح طبقات محسوب مي شود. تراس اگر از طرفين بسته باشد 3/2 مساحت آن جزء سطح طبقات است. تراس از کليه جهات بوسيله ديوار يا شيشه مسدود باشد کلاً جزء سطح زيربنا است.
رعايت محدوديت ارتفاع
ساختمانهاي در خيابانهاي با عرض 30 متر يا بيشتر تا 30 متر ارتفاع به رعايت محدوديت نياز ندارند. ارتفاع ساختمانهاي در خيابان با عرض کمتر از 30 متر نبايد از عرض خيابان تجاوز کند. در صورت تجاوز به همان ميزان بايد عقب نشيني کند.: ديد 45 درجه ارتفاع ساختمانها با دو يا چند بر با گذرهاي کمتر از 30 متر، در گذرگاه به ارتفاع پيلوت + دو طبقه مجاز است و از طبقه سوم بايد به اندازه 5/3 متر از گذرگاه عقب نشيني کند. طبق ضوابط طول گذرگاهي که افزايش يافته ارتفاع را افزايش دهد و در صورت تجاوز مجدد ارتفاع بيش از 32 متر بايد يازاي هر طبقه 4 متر عقب نشيني کند. اگر عرض خيابان بين 12 و 30 متر بود محدوديت ارتفاع ندارد. اگر عرض خيابان بين 7 و 12 متر بود بيش از 32 متر ارتفاع بازاي هر طبقه اضافه ارتفاع بايستي 4 متر عقب نشيني کند.
پارکينگ
تعداد پارکينگ مورد لزوم به تعداد 70 درصد تعداد واحدهاي مجاز خواهد بود. رمپ پارکينگ در فضاي باز ساختمان پيش بيني مي شود و جزء سطح زيربنا نيست. حداکثر ارتفاع پارکينگ 04/2 و حداقل ارتفاع ورودي آن 80/1 متر است. پارکينگ در زيرزمين بايد داراي دسترسي مستقيم به طبقات باشد. شيب رمپ 17% (حداکثر) جاي پارک هر اتومبيل هر اتومبيل 5/2*5 به انضمام فضاي مناسب جهت مسير حرکت به داخل و خارج (استاندارد) حداقل عرض رمپ جهت دسترسي پارکينگ مسکوني 5/2 متر و در تجاري 5/3 متر. در پارکينگ فاصله آکس تا آکس ستون ها در همکف يا زيرزمين حداقل 5/5 متر. به ازاي هر دو واحد مسکوني يک پارکينگ مورد نياز است. در صورت گاراژي بودن پارکينگ به ميزان حداقل 16 مترمربع جهت پارکينگ و براي هر پلاک دو گاراژ لازم است. در آپارتمانهاي 4 واحدي دو پارکينگ لازم است (هر دو واحد يکي). بازاي هر واحد اضافي يک پارکينگ مورد نياز است و مساحت هر پارکينگ حداقل 25 مترمربع.
ضوابط ساختماني مجتمع هاي مسکوني
1- سطح کل زيربناي مجموع واحدهاي مسکوني حداکثر معادل 120% نسبت به سطح زمين مجاز مي باشد. 2- سرانه زمين ناخالص به ازاي هر واحد مسکوني حداقل معادل 100 مترمربع مي باشد. 3- مساحت کوچکترين واحد مسکوني نبايد از 80 مترمربع کمتر باشد. 4- حداکثر سطح اشغال مجاز در همکف معادل 35% سطح کل زمين مي باشد. سطوح زيربناي نگهباني، گلخانه، دوش و رختکن و سرويس هاي بهداشتي و استخر و فضاي سرپوشيده تفريحي کودکان مسئول محدوده فوق نمي شود. 5- احداث محل پارک اتومبيل به تعداد معادل حداقل 75% نسبت به تعداد واحدهاي مسکوني الزامي است. 6- حداقل سطح خالص پارکينگ به ازاي هر اتومبيل 5/12 مترمربع مي باشد. 7- حداقل عرض معابر دسترسي به محل هاي پارک 5/5 متر رعايت گردد. 8- مجموع سطوح تحت اشغال زيربناي ساختمانهاي مسکوني در همکف به اضافه سطح اشغال مسيرهاي اتومبيل رو و پارکينگ ها در شرايطي که پارکينگ ها در محوطه روباز پيش بيني مي شود نبايد از 60 درصد سطح کل زمين بيشتر باشد.
ضوابط و مقررات تراکم و بلندمرتبه سازي
شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران در جلسه مورخ 24/10/69 به منظور بين به اهداف ـ استفاده بيشتر و بهتر از سطح زمين در شهرها براي امکان جمعيت ـ تامين فضاي باز و محيط زيست بهتر در هماهنگي با مصوبه به مورخ 1/7/69 شوراي اقتصاد در خصوص تقليل سطح زيربنا واحد مسکوني با تاکيد بر خط مشي هاي کلي ـ تشويق بلند مرتبه سازي ـ تطبيق الگوي تفکيک با مقتضيات بلند مرتبه سازي ـ استفاده از ظرفيتهاي با افزايش تراکم جمعيتي و ساختماني ـ انبوه سازي و بکارگيري روشهاي صنعتي در ساختمان سازي تصويب نمود که کميسيونهاي ماده 5 قانون تاسيس شوراي عالي شهرسازي و معماري موظفند طرح هاي تفضيلي و ضوابط و مقررات اجرايي انها در کليه شهرهايي که طبق سرشماري 1365 بيش از 200 هزار نفر جمعيت داشته اند با رعايت مواد زير اصلاح نمايند. 1- نظام شبکه ارتباطي بر اساس طرح جامعه حفظ گردد و چنانچه تغييرات اساسي با شهر تصويب آن به عهده ي شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران خواهد بود. 2- تعيين مناطق مسكوني و مختلط مسکوني با تراکم بالاي بلند مرتبه سازي و حداقل 6 طبقه غير از زمين در اراضي ساخته نشده 3- تعيين مناطق مسکوني و مختلط مسکوني براي بلند مرتبه سازي تشويقي (حداقل 9 طبقه غير از زمين) در مناطق نوسازي محلات فرسوده و قديمي قطعات کوچک ساخته نشده براي استفاده از افزايش تراکم تشويقي لازم است قطعات کوچک در حد مساحت لازم براي بلند مرتبه سازي تجميع شوند. 4- تعيين مناطق مسکوني (1 يا 2 خانواده) با حداکثر ارتفاع 2 طبقه غير از زيرزمين. 5- تعيين حداکثر سطح اشغال در مناطق بلند مرتبه سازي 6- تعيين ضوابط تفکيک و تراکم ساختماني در مناطق بلندمرتبه سازي با رعايت حداقل 1000 مترمربع مساحت و مقررات تشويقي افزايش تراکم در مقابل افزايش سطح قطعات و کاهش سطح اشغال 7- تعيين ضوابط تفکيک و تراکم ساختماني در مناطق 1و2 خانواري 8- تعيين ضوابط مربوط به فاصله ساختمانها از معبر مجاور اضلاع زمين به منظور تأمين تهويه، نور و آفتاب کافي بر حسب شرايط اقليمي و جلوگيري از اشراف. 9- تعيين ضوابط حداقل عرض زمين و تناسب لازم بين عرض و عمق 10- تعيين ضوابط مربوط به پارکينگ ها 11- اجراي اين ضوابط و مقررات در شهرهائي که طبق سرشماري 1365 کمتر از 200هزار نفر جمعيت داشته اند اجباري نمي باشد. پيشنهادات مربوطه به اجراي اين مصوبه در شهرهاي مزبور پس از بررسي و پيشنهادات کميسيون ماده 5 که لازم است تا آخر خرداد 1370 به وزارت مسکن و شهرسازي ارسال گردد و در شورايعالي مورد تصميم را خواهد گرفت و تا آن زمان هرگونه تغييري در ضوابط تفکيک و تراکم سازي طرح هاي مصوب ممنوع است مگر با تصويب شورايعالي شهرسازي و معماري. 12- افزايش تذاکم متوسط جمعيتي شهر ناشي از افزايش تراکم ساختماني حداکثر تا ميزان 25% نسبت به طرح جامع تصويب شده بيشتر نباشد. 13- گزارش توجيهي افزايش تراکم موضوع بند 12 و مشتمل بر اثرات آن بر روي سرانه ها توزيع فضاهاي خدماتي و شبکه عبور و مرور و تاسيسات آب و برق که قبلاً در کميسيون ماده 5 با دعوت از نماينده وزارت نيرو و سازمانهاي برنامه و بودجه و محيط زيست زمورد بررسي قرار گرفته است براي تصويب به شورايعالي و شهرسازي و معماري ارسال گردد. 14- هرگونه تغييرات ديگري در ضوابط و مقررات تفکيک و تراکم ساختماني که منجر به افزايش تراکم جمعيتي شهر شود بدون تصويب شوراي عالي شهرسازي ممنوع است.
ضوابط و مقررات نماي شهري مصوبه مورخ 28/8/69
1- کليه سطوح نمايان ساختمانهاي واقع در محدوده و حريم شهرها و شهرکها که از داخل معابر قابل مشاهده است. اعم از نماي اصلي، جانبي، شهري محسوب شده لازم است با مصالح مرغوب به طرز مناسب و زيبا و هماهنگ نماسازي شود. 2- صدور گواهي پايان کار ساختماني مشروط به انجام نماسازي نماهاي اصلي و جانبي است. 3- در کليه شهرهاي داراي طرح جامع و تفضيلي و هادي و شهرک سازي لازم است ظرف 6 ماه از اين تاريخ ضوابط و مشخصات نماسازي هماهنگ تهيه شده و به تصويب مراجع تصويب کننده طرح ها برسد. 4- اصول کلي ضوابط و مقررات نماي شهري ظرف 1 ماه مشترکاً توسط وزارتهاي مسکن و شهرسازي کشور تهيه و ابلاغ خواهد شد.




